Skip to main content
SearchLoginLogin or Signup

نتیجه‌گیری: بیایید تکثیر شویم

ترجمه توسط امیرحسین پی‌براه

Published onMar 07, 2024
نتیجه‌گیری: بیایید تکثیر شویم

در ۱ نوامبر ۲۰۱۸، ساعت ۱۱:۱۰ صبح به وقت محلی، کارکنان دفاتر گوگل در پنجاه شهر، در سراسر دنیا، صفحه مرورگر خود را بستند، لپ‌تاپ خود را خاموش و محل کار خود را ترک کردند1. در این حرکت، کارمندان تمام‌وقت و فریلنسرها شرکت کردند. این حرکت توسط زنان هدایت شد، آن هم در شرکتی که با وجود سال‌ها صحبت در حمایت از گوناگونی، تنها ۳۱ درصد کارمند زن داشت2. این حرکت عظیمی بود که بیش از ۲۰هزار کارمند در آن شرکت کردند (شکل ۸.۱). اما چرا کارکنانِ یکی از قوی‌ترین شرکت‌های دنیا به خیابان آمدند؟

یک هفته پیش از آن، روزنامه «نیویورک‌تایمز» خبری منتشر کرده بود که در آن اعلام شده بود که اندی روبین3 ، خالق سیستم‌عامل موبایل اندروید گوگل، بعد از متهم‌شدن به سوءرفتار جنسی (و پس از تایید اعترافات با انجام تحقیقات داخلی) یک بسته خروجی، با ارزش ۹۰ میلیون دلار، دریافت کرده است4. در این داستان همچنین به دو مدیر اجرایی دیگر که متهم به سوء‌رفتار جنسی شده بودند اشاره شده بود که گوگل به‌طور مشابه با آن‌ها برخورد کرده بود. همان‌طور که دایسوکه واکابایاشی5 و کیتی بنر6، خبرنگار، نوشتند: «با تسویه‌حساب دو نفر از مردان با شرایط مطلوب، گوگل منافع خود را حفظ کرد». به نظر می‌آید که بسته خروجی روبین طی چهار سال به صورت اقساط ۲ میلیون دلاری در ماه پرداخت شده است. پرداخت نهایی او برای اواخر همان ماه برنامه‌ریزی شده بود.

به‌محض انتشار مقاله «نیویورک‌تایمز»، داستان‌های بیشتری از تبعیض‌هایی که زنان، مردان، و افراد غیردودویی با آن‌ها مواجه بودند، در لیست‌های ایمیل شرکت‌، کانال‌های چت، و در دورهمی‌ها پخش شد. این داستان‌ها به الگوهای رفتارهای سمی اشاره می‌کردند7. در مدت یک هفته، برنامه اعتصابِ بزرگی گذاشته شد که ایده اولیه آن در لیست مادران گوگل مطرح شده بود. مردیث ویتاکر8، بنیان‌گذار «گروه تحقیقاتِ باز گوگل»9، گفت: «طبق‌معمول، تجارتِ صنعت فناوری در حال ناکام گذاشتن ماست. پرداختِ ۹۰ میلیون دلاریِ گوگل به اندی روبین تنها یکی از هزاران نمونه‌ای است که نشان می‌دهد که در این شرکت، سوء‌استفاده از قدرت، تبعیض‌نژادی ساختاری، و تصمیم‌گیری‌هایی غیرمسئولانه امری عادی است. ... واضح است که ما به تغییرات ساختاری واقعی نیاز داریم، نه تعدیل در وضعیت موجود»10.

شکل ۸.۱

پردیس سانی‌ویل در گوگل، کالیفرنیا، هنگام اعتصاب گوگل برای تغییر واقعی در ۱ نوامبر ۲۰۱۸. کارمندان به‌طور دسته‌جمعی در اعتراض به رسیدگی موارد سوءرفتار جنسی شرکت حضور پیدا کردند. با تشکر از گرندخان کاربر Wikimedia Commons.

گروهی از هفت سازمان‌دهنده اصلی، از جمله وایتیکر، گرد هم آمدند تا پنج خواسته مشخص ارائه کنند، از جمله پایان‌دادن به واسطه‌گری برای رفع اختلاف در مواردی که تبعیض و آزار جنسی روی داده و ترفیع‌دادن مسئول گوناگونی برای گزارش مستقیم به مدیرعامل11. هنگامی‌که ۱ نوامبر فرا رسید، کارکنان ابتدا در فضاهای داخلی و سپس در حیاط‌ها و خیابان‌ها جمع شدند. آن‌ها تابلوهایی را حمل می‌کردند که روی آن‌ها نوشته شده بود: «این خوب نیست، گوگل»، «من گزارش دادم، او ارتقاء یافت» و «خوشحالم که با ۹۰ میلیون دلار کار را ترک می‌کنم، آزار جنسی لازم نبود». این حرکت توجه مدیریت گوگل را جلب کرد.

اگرچه «اعتصاب گوگل برای تغییر واقعی»12، که به‌طور رسمی به این نام شناخته می‌شد، در رسانه‌ها به‌عنوان نقطه‌عطفی برای شرکت‌های فناوری بزرگ مطرح شد، اما سوابق روشنی از سازماندهی فناوری یقه‌سفیدها وجود دارد. مار هیکس13، مورخ، اعتصاب گوگل را به اعتصاب کارگران کامپیوتر که در دهه ۱۹۷۰ در بریتانیا رخ داد، مرتبط می‌داند، که در آن زمان نیروی کار را عمدتا زنان تشکیل می‌دادند. این اعتصاب ۲۶ مرکز کامپیوتر دولتی را از کار انداخت و عملکرد ۹ مرکز دیگر را مختل کرد. این‌ها مراکزی بودند که به دولت امکان پردازش مالیات بر ارزش افزوده را می‌داد و بدون وجود این کامپیوترها، امکان جمع‌آوری مالیات‌ها وجود نداشت. دولت لازم بود که به مساله توجه کند. هیکس می‌نویسد: «اگرچه بسیاری از این کارگران زن بودند و به دلیل تبعیض‌جنسی، حقوق، ترفیع و فرصت‌های کاری محدودی داشتند، اما نزدیکی آن‌ها به دستگاه‌های حقیقی دولتی، به آن‌ها قدرت زیادی داده بود»14.

سازمان‌دهندگان اعتصاب گوگل به منبع دیگری از قدرت نزدیک بودند: خودِ گوگل. یک کارمند به تنهایی ممکن است قدرت محدودی داشته باشد، اما سازماندهی جمعی آن‌ها توجه‌ها را از تعداد نسبتا اندکی از افراد - کارکنان گوگل - به زیرساخت دیجیتال جهانی زندگی روزمره جلب کرد. بخشی از دلایل سودآوری داده‌ها و محاسبات، قابلیت گستردگی آن‌ها است. همان‌طور که مویرا ویگل15، روزنامه‌نگار، اشاره می‌کند، «این نوع گستردگی به این معنی است که این شرکت‌ها می‌توانند سودهای فوق‌العاده بالایی داشته باشند. اما این بدان معناست که کارمندانی که شرکت‌ها به آن‌ها متکی هستند نیز قدرت چانه‌زنی فوق‌العاده‌ای دارند»16. آن‌ها همچنین دارای قدرت پیام‌رسانی، قدرت ایجاد وقفه در کار، و قدرت براندازی هستند.

چگونه کارکنان فناوری می‌توانند از این قدرت‌ها برای اشغال جمعی زیرساخت‌های دیجیتال استفاده کنند؟ چگونه می‌توان الگوریتم‌ها را به گونه‌ای آموزش داد که در شرایطِ کند شدنِ خط تولید، حداقل‌ها را برآورده کنند؟ چگونه می‌توان جریان سرمایه‌داری روزمره را کند کرد تا توجه‌ها جلب شود؟ چگونه می‌توان همبستگی‌های دیجیتالی را به فضاهای فیزیکی و روابط انسانی هدایت کرد؟

در حال حاضر، نمونه‌های زیادی وجود دارد که نشان می‌دهند چگونه می‌توان شروع به پاسخ به این سؤالات کرد. برای مثال، در مقاله‌ای درباره سازمان‌دهی شرکت‌های فناوری در مجله n+1، یک توسعه‌دهنده نانشناس نرم‌افزار نوشت: «اگر توسعه‌دهندگان اسلک17 تصمیم به اعتصاب گرفته بودند، می‌توانستند بدون زحمت زیاد، تغییری در سیستم ایجاد کنند که باعث شود با هر پیامی که فرستاده می‌شود، پیامی هم درباره هدف اعتصاب به ده میلیون کاربر روزانه ارسال شود»18. و فقط برای یک دقیقه، تصور کنید اگر این کار را می‌کردند.

اگرچه تاکنون توسعه‌دهندگان اسلک پلتفرم خود را هک نکردند، اما امروزه سازماندهی جمعی پیرامون داده و فناوری شکل‌های قدرتمندی به خود گرفته است. گروه‌هایی مانند «ائتلاف کارگران فناوری»19 پل‌های ارتباطی بین برنامه‌نویسانی که کد موتورهای جستجو را می‌نویسند و کارگران کافه‌تریا که غذای آن‌ها را آماده می‌کنند، ایجاد کرده‌اند. آن‌ها همچنین کمک کرده‌اند که هشتگ TechWontBuildIt# شناخته شود که نشان‌دهنده امتناع دسته‌جمعی از کار روی نرم‌افزارهایی با مسائل اخلاقی است20. پلتفرم‌هایی مانند Coworker.org به کارکنان مستقل اقتصادی، مانند رانندگان اوبر کمک می‌کنند تا سازماندهی شوند. سازمان‌های دیگر، مانند «همبستگی فناوری»21، بر سیاست‌های انتخاباتی تمرکز دارند. برخی از پروژه‌ها صریحا موضع‌گیری سیاسی دارند. کتابخانه «جاوا اسکریپت لرنا»22 یک بند در مجوز خود اضافه کرده مبنی بر منع استفاده از آن برای اشخاصی که با اداره مهاجرت و گمرک ایالات‌متحده (ICE) همکاری می‌کنند23. افراد مستقل، تعاونی‌های فناوری متعلق به کارگران را در ایالات‌متحده و در سراسر جهان شکل داده‌اند و بیانیه‌های ارزشی تهیه کرده‌‌اند، مانند «نقاط وحدت گروه عمل طراحی»24 که آن‌ها را در انجام کارهای مشترک هدایت می‌کند و به آن‌ها در تصمیم‌گیری پروژه‌ها کمک می‌کند25. تلاش‌های جمعی دیگری در حال کار روی تدوین منشورهای اخلاقی هستند، مانند اعلامیه تورنتو26، و بیانیه‌های ارزش‌ها، مانند راهبرد دولت کانادا برای برنامه عمل دولت باز27. توجه داشته باشید که این تلاش‌ها به کارگران یقه‌سفید، یا به کارکنان پنج شرکت بزرگ فناوری، و یا به رویدادهای بزرگ محدود نمی‌شود.

برخی از گروه‌ها از شیوه‌های جنبش‌سازی برای ایجاد تغییر در کل صنایع استفاده می‌کنند. به‌عنوان مثال، یونا لی28، وسلی تیلور29، ویکتوریا بارنت30، آبنوس دوماس31، کارلوس (L05) گارسیا32، و ساشا کوستانزا-چاک33 یک شبکه اجتماعی از فعالیت‌ها به نام «عدالت طراحی»34 پایه‌گذاری کرده‌اند35. ایده عدالت طراحی از کارگاهی در کنفرانس رسانه‌های متحد در دیترویت در سال ۲۰۱۵ به وجود آمد، جایی که ۳۰ نفر گرد هم آمدند تا ایده «طراحی برای مقاصد خیر» را به چالش بکشند. همان‌طور که یونا لی یکی از سازمان‌دهندگان می‌گوید: «چگونه می‌توانیم شیوه طراحی را به شکلی بازسازی کنیم که افراد به حاشیه‌رانده‌شده توسط آن طراحی‌ها، افرادی که توسط طراحان به‌عنوان کاربرانی منفعل درنظر گرفته می‌شوند، به‌عنوان همکاران و هم‌آفرینان راه‌حل‌ها در حال و آینده ظاهر شوند؟»36.

از آن زمان، گروه عدالت طراحی ده‌ها کارگاه آموزشی و انجمن‌های آموزشی کوتاه‌مدت برگزار و متون علمی تهیه کرده است. یکی از پروژه‌های اصلی آن گروه، مجموعه‌ای از ده «اصل شبکه عدالت طراحی»37 است که طراحان را در یافتن راهی برای گذر از نابرابری‌ها و دستیابی به عدالت از طریق طراحی هدایت می‌کند38. برای مثال، اصل ۱ می‌گوید: «ما از طراحی برای حفظ، التیام، و توانمندسازی اجتماعات و همچنین رهایی از سیستم‌های استثمارگر و سرکوب‌گر استفاده می‌کنیم». اصل ۵ می‌گوید: «ما نقش طراح را به‌عنوان یک تسهیل‌گر می‌بینیم تا یک متخصص». شبکه عدالت طراحی این اصول را از طریق کارگاه‌ها و رویدادهایی که در آن طراحان یکدیگر را ملاقات می‌کنند و با هم بحث و برنامه‌ریزی می‌کنند، ترویج می‌دهد. تا به امروز، بیش از ۳۵۰ طراح آن را امضا کرده‌اند.

«داده برای زندگی سیاهان»39 (D4BL) نمونه دیگری از سازماندهیِ الهام‌بخش و ایجاد جنبشی در مقیاس ملی است. D4BL که توسط یشیمابیت میلنر40، سازمان‌دهنده باسابقه، که خودش توسط سازمان‌دهندگان «زندگی سیاهان مهم است»41 آموزش دیده بود، تأسیس شد، «شبکه‌ای با بیش از ۴۰۰۰ دانشمند و کنش‌گر که برای بهره‌برداری از قدرت داده‌ها و فناوری برای ایجاد تغییر واقعی در زندگی سیاهان فعالیت می‌کنند»42. D4BL کنفرانس‌های سالانه سازماندهی می‌کند، انجمن‌های آنلاین برگزار می‌کند، و به ارتباط افراد در شبکه خود کمک می‌کند. این گروه دو استراتژی هم‌زمان را دنبال می‌کند: مقابله با آثار زیان‌بار داده‌ها به شکلی که اکنون به کار می‌روند، و ایجاد فضاهای جدید برای سازمان‌دهندگان، دانشمندان داده، و مهندسان برای طرح سؤالات تحقیقاتی معنادار. تأکید این گروه بر ملغی‌سازی و رهایی، به جای یک شکل کلی از خیر اجتماعی، منجربه طراحی پروژه‌هایی شده است که فعالانه در جهت لغو تبعیض‌های مبتنی بر داده که در جوامع سیاهان تجربه می‌شود، کار می‌کنند. دیدگاه میلنر این است که «داده‌ها را به جای سلاحی برای سرکوب، به ابزاری برای تغییرات اجتماعی عمیق تبدیل کند»43.

همان‌طور که برای همه دیدگاه‌های تحول‌آفرین ترغیب‌کننده صادق است، محقق‌شدن چشم‌انداز D4BL به زمان نیاز دارد. در حالی‌که ما این جمله را می‌نویسیم، سازمان‌دهندگان اعتصاب گوگل برای تغییر واقعی در حال کشف این واقعیت هستند. هنگامی که آن‌ها برای اولین بار گرد هم آمدند، دنیایی را تصور می‌کردند که در آن مدیران به خواسته‌های کارکنان خود گوش می‌دهند و اقدامات فوری برای تغییر انجام می‌دهند. اگرچه گوگل به‌صورت علنی حمایت خود را از کارکنان درگیر نشان داد و مدیرعامل یادداشتی منتشر کرد که در آن نوشته بود: «ما تمام بازخوردهای آن‌ها را دریافت کردیم تا بتوانیم این ایده‌ها را به عمل تبدیل کنیم»، اما تاکنون این اقدامات به وقوع نپیوسته است. کلر استاپلتون44، زنی که ایده این حرکتِ گسترده را در ابتدا مطرح کرده بود، می‌گوید: «تقریبا سه ماه از اعتصاب گذشته و دقیقا هیچ‌کدام از پنج تقاضای اعتصاب تاکنون برآورده نشده‌اند». شرکت به واسطه‌گری رفع اختلافات پایان داد - و این باعث شد سایر شرکت‌های فناوری نیز همین کار را بکنند - اما این فقط یک پیروزی جزئی بود زیرا فقط موارد مربوط سوء‌رفتار جنسی را پوشش می‌داد و بقیه موارد تبعیض را در بر نمی‌گرفت. همان‌طور که عمرو گابر45، یکی دیگر از سازمان‌دهندگان کلیدی اعتصاب، اضافه کرد، «این کم‌هزینه‌ترین و جزئی‌ترین کاری بود که می‌توانستند انجام دهند»46.

این اقدامات جزئی که بی‌شک تحت‌تأثیر سودآفرینی مالی قرار دارند، نشان‌دهنده نادیده‌گرفتن مساله سود و قدرت [در شکل‌دهی اعتصاب] است و همچنین بیان‌گر نیاز به یک «فمینیسم تقاطعی» به‌عنوان یک راه‌کار عمومی می‌باشد. ما در این کتاب، در مورد فمینیسم تقاطعی صحبت کردیم - مجموعه‌ای پویا از دانش و اقداماتی که توزیع ناعادلانه قدرت را به چالش می‌کشند - و توضیح دادیم که چگونه می‌توان آن را در حوزه علم داده اعمال کرد. برای انجام این کار، ما به شدت از کار نظریه‌پردازان و کنش‌گران فمینیست سیاه الگو گرفتیم تا نقش محوری آن‌ها را در تعریف و تشریح مفهوم تقاطعی و همچنین موقعیت خود را به‌عنوان محققان سفید و زنان سفید در ایالات‌متحده بازنمایی کنیم. در این‌جا، ما می‌خواهیم مجددا از این کارهای بنیادی قدردانی کنیم و دوباره تأکید کنیم که ما نمی‌توانیم تجربیات زندگی آن‌ها را که انگیزه‌دهنده ما بودند، عینا بیان کنیم. امیدواریم که شما، خوانندگان ما، از این کار برای تأمل در هویت‌های خود استفاده کنید و به این نکته بپردازید که چگونه قدرت و امتیاز در علم داده و در جهان عمل می‌کنند.

هم‌زمان که مشغول نوشتن این فصل نتیجه‌گیری هستیم، در ژوئیه ۲۰۱۹، مسائل مربوط به قدرت و امتیاز همچنان در حال گسترش هستند. چهارونیم خواسته دیگر سازمان‌دهندگان اعتصاب گوگل شامل این موارد بود، «تعهد به پایان نابرابری در دستمزد و فرصت‌ها» در تمام سطوح شرکت، جمع‌آوری «داده‌های شفاف در مورد شکاف پرداخت مرتبط با جنسیت، نژاد، و قومیت، بر اساس سطح و سال‌های تجربه»، و همچنین دسترسی به شیوه‌های گزارش‌دهی در مورد تعارضات جنسی توسط تمام کارکنان گوگل، از جمله کارکنان قراردادی (که تقریبا نیمی از کل کارکنان شرکت را تشکیل می‌دهند)47. با این‌حال، در یک یادداشت عمومی خیلی ملایم گفته شد که گوگل کار روی «ایجاد فرهنگ دربرگیرنده‌تر برای همه» را ادامه خواهد داد48. در همین‌حال، وکلای گوگل اسناد حقوقی‌ای را تقدیم هیئت ارتباط کارگری ملی ایالات‌متحده کردند تا رای سال ۲۰۱۴ را که به کارکنان اجازه می‌داد تا از ایمیل‌های شرکت برای سازماندهی اقدامات، بدون نگرانی از واکنش متقابل، استفاده کنند، لغو کنند49. اگر این حکم لغو شود، به طور جدی مانع هرگونه تلاشی برای سازماندهی اقدامات آینده در گوگل یا هر شرکت بزرگی می‌شود، زیرا فهرست ایمیل شرکت‌ها اصلی‌ترین راه برقراری ارتباط است که می‌تواند نیروی کار پراکنده در مکان‌های اداری و مناطق زمانی مختلف را سازماندهی کند.

علاوه بر سخت‌ترکردن امکان سازمان‌دهی‌های آینده، بسیاری از کارکنان گوگل، از جمله سازمان‌دهندگان اصلی آن، ویتاکر50 و استیپلتون51، در ماه‌های پس ازاعتصاب، با رفتارهای تلافی‌جویانه و حتی تنزل رتبه مواجه شدند. این اتفاقات درون‌سازمانی توسط مجله «وایرد»، «اخبار بلومبرگ»، سایت خبری فناوری پکت52، و سایر رسانه‌های خبری مستند شدند. برای مثال، به استپلتون، با این‌که بیمار نبود، گفتند که به مرخصی پزشکی برود، و تنها با کمک وکیلی که استخدام کرده بود، آن تصمیم لغو شد. و به ویتاکر گفته شد که باید همکاری خود را با مؤسسه AI Now قطع کند. AI Now یک گروه تحقیقاتی مستقل است که روی مسائل هوش‌مصنوعی و اخلاق متمرکز است53. استیپلتون در ژوئن ۲۰۱۹ گوگل را ترک کرد و ویتاکر در ژوئیه همان سال از آن‌جا رفت: جدایی دو فرد با موقعیت‌های کاری بالا که «گاردین» پیش‌بینی می‌کرد ترک آن‌ها «تاثیری دلسردکننده» بر فعالیت‌های محیط کار فناوری خواهد داشت54.

این استقرار حوزه‌های ساختاری و انضباطی ماتریس سلطه است که در فصل ۱ معرفی کردیم. تیم حقوقی گوگل دارای منابع خوبی است و توان تاثیرگذاری روی قوانین فدرال و سیاست‌های شرکت را دارد. این امر، مجددا بر نظارت بر گروه‌ها و نهادهای مسلط تاکید می‌کند که دارای قدرت زیادی در جهان هستند (و از آن برای حفظ موقعیت خود استفاده می‌کنند). این همچنین بر نیاز به همکاری با گروه‌هایی که تحت تاثیر ناهمسانی قدرت هستند نیز تاکید دارد. در فصل ۲ و در سرتاسر این کتاب، ما سعی کردیم به توصیه‌های خودمان توجه کنیم و صداها و ایده‌های کسانی را که مستقیما تجربه بی‌عدالتی دارند، نشان دهیم. با این کار، ما سعی کردیم به منابع انرژی که الهام‌بخش ما بوده‌اند، توجه کنیم؛ از شبکه‌های جدید کنش‌گران تا استارت‌آپ‌های رونامه‌نگاری داده، از کتاب‌داران نویسنده راهنمای کاربر داده تا مهندسانی که سوءگیری‌های گزارش‌های انسانی را مورد بررسی قرار می‌دهند. ما از کار جامعه‌شناسانی که در مورد قدرت دیجیتال نظریه‌پردازی می‌کنند، هنرمندانی که بی‌طرفی فناوری را به چالش می‌کشند، مربیانی که آمار را در محیط‌های واقعی آموزش می‌دهند، و افرادی که به تنهایی داده‌های ناقص را جمع‌آوری می‌کنند، الهام گرفته‌ایم. از همه این منابع، با استفاده از همه این روش‌ها، و از همه این افراد - و موارد دیگر - است که می‌توانیم ماتریس سلطه در علم داده را در منبع آن به چالش بکشیم.

همان‌طور که اکنون باید واضح شده باشد، تعریف ما از علم داده، بیش از روش های کمی، بیش از «کلان‌داده‌ها»، بیش از هوش‌مصنوعی، و بیش از نمایش‌های «خنثی» است. ما محدودیت‌های چنین دیدگاه محدودی از علم داده و ارتباطات آن را در فصل ۳ بررسی کردیم. در آن‌جا و در سرتاسر کتاب، ما ادعا کردیم که اگر می‌خواهیم در جهت هدف خود برای بازسازی جهان تلاش کنیم، یک مفهوم گسترده از علم داده مورد نیاز است.

تسهیل شکوفایی و پیشرفت علم داده فمینیستی به مداخلات آگاهانه در هر مرحله از کار با داده‌ها و در ایده‌های دریافتی در مورد مردم و اجتماعاتی که آن را انجام می دهند نیاز دارد. در فصل ۴، نشان دادیم که چگونه تصمیمات گرفته‌شده در ابتدای جمع‌آوری داده‌ها بر نتایج آینده تأثیر می‌گذارد. در فصل ۵، ما این باور اشتباه را رد کردیم که علم داده‌، کاری فردی است که توسط جادوگران نابغه و به تنهایی انجام می‌شود. و همان‌طور که در فصل ۷ بررسی کردیم، به همان اندازه مهم است که اذعان کنیم که علم داده کار دستان بسیاری است.

شکل ۸.۲

Reported Internally Displaced People، نقشه‌ای از آوارگان داخلی در کلمبیا از سال ۱۹۸۵ تا ۲۰۱۵ است که در سال ۲۰۱۶ تهیه شده. برگرفته از پروژه "شهرسازی در تضاد: کلمبیا" توسط مرکز تحقیقات فضایی دانشگاه کلمبیا، که الگوهای کاربری زمین و جابجایی را در کلمبیا طی ۳۰ سال درگیری مسلحانه داخلی بررسی می‌کند. محققین با سازمان Unidad para la Atencion Reparacion Integral a las Victimas همکاری کردند، که تلاشی عظیم برای جمع‌آوری داده‌هایی است که اطلاعات میلیون‌ها نفر را مستند می‌کند. با تشکر از بخش مرکز تحقیقات فضایی، دانشگاه کلمبیا.

شکل ۸.۳

جزئیات یک کارت مدل، از مقاله‌ای در سال ۲۰۱۹ با عنوان «کارت‌های مدل برای گزارش‌دهی مدل» توسط مارگارت میچل، پژوهشگر هوش‌مصنوعی، و نویسندگانی که اسناد کوتاهی به نام «کارت‌های مدل» را پیشنهاد دادند که در کنار مدل‌های یادگیری‌ماشین، به‌عنوان شکلی از مستندسازی، همراه می‌شوند. کارت‌های مدل جزئیاتی در مورد اینکه چه کسی مدل را توسعه داده، برای چه منظوری، و چگونکی عمل مدل، از جمله معیارهای هویت تقاطعی را نشان می‌دهد. کارت‌های مدل همچنین محدودیت‌های شناخته‌شده یک مدل و موارد استفاده که مدل برای آن مناسب نیست را مشخص می‌کنند. با تشکر از مارگارت میچل.

شکل ۸.۴

Feminindex یک پروژه رسانه‌ای مدنی است که موقعیت نامزدهای سیاسی آرژانتین در مورد مسائل جنسیتی و LGBTQ+ از جمله حقوق باروری، زن‌کشی، و حقوق ترنس‌ها را مستند کرده و به‌تصویر کشیده است. نسخه اول در سال ۲۰۱۷ و نسخه دوم در سال ۲۰۱۹ منتشر شد. با تشکر از Economía Femini(s)ta، از جمله مرسدس دی الساندرو، آندرس اسنیتکوفسکی، لینا کاستلانوس، آلدانا والز، و تیم Economía Femini(s)ta. به http://economiafeminita.com/activismo/feminindex/ مراجعه کنید.

شکل ۸.۵

امکان رمزگشایی (۲۰۱۷) توسط ران موریسون و تروا الیسون، یک ارزیابی هنری از اثرات قرمزکشی (سیاست جداسازی مالیاتی بر مبنای رنگ‌پوستی) در چشم‌انداز و همچنین جشنی از مقاومت خلاقانه در برابر قرمزکشی است. (الف) نقشه‌های معاصر بوستون با نقشه‌های قرمزکشی تاریخی و همچنین نقشه‌های ایجاد شده از نوشته‌های گروه رودخانه کومباهی‌ ترکیب شده‌اند. (ب) این نصب شامل نقل‌قول‌هایی در مورد اثرات پایدار قرمزکشی در منظر است. با تشکر از ران موریسون و تروا الیسون.

در سرتاسر کتاب، ما هفت اصل فمینیسم داده را شرح دادیم: «قدرت را بررسی کنید»، «قدرت را به چالش بکشید»، «احساسات و جسمیت را ارج نهید»، «در مورد ساختارهای دودویی و سلسله‌مراتبی بازنگری کنید»، «از کثرت‌گرایی استقبال کنید»، «زمینه محیطی را در نظر بگیرید»، و «کار خود را آشکار کنید». ما این اصول را از ایده‌های اساسی که در چند دهه گذشته در فعالیت‌های فمینیسم تقاطعی و تفکر انتقادی شکل‌گرفته، به‌دست آوردیم. در عین حال، ما از این ایده استقبال می کنیم که ممکن است نقاط شروع زیاد دیگری وجود داشته باشد که هدف نهایی آن‌ها استفاده از داده‌ها (یا اجتناب از داده‌ها) برای پایان‌دادن به سلطه باشد55.

آن نقاط شروعِ دیگر ممکن است از درون فضای دانشگاهی برآیند. به‌عنوان مثال، کار مرکز تحقیقات فضایی56 در کلمبیا، به رهبری لورا کورگان57، از یک رویکرد فرارشته‌ای منحصربه‌فرد، شامل علوم داده و هوش‌مصنوعی، علوم انسانی، جغرافیا، و طراحی استفاده می‌کند تا پدیده‌های پیچیده‌ای مانند جابجایی شهری/روستایی به دلیل تضاد یا درگیری را بررسی کند (شکل ۸.۲). محققینی مانند دین اسپید58 از نظریه کویئر59 برای به چالش‌کشیدن نهادهایی که داده‌ها را در اختیار دارند، استفاده می‌کنند. و محققین مطالعات رسانه‌ای، همانند کاری که شاکا مک گلوتن60 در پروژه داده‌های سیاه انجام می‌دهد، در حال بررسی تلاقی نژاد، جنسیت، هویت‌های جنسی، و داده‌ها هستند61. پژوهش‌گران در حال نوشتن کتاب‌هایی درباره آمار بومی و حاکمیت داده‌های بومی هستند62، روش‌های طراحی غیراستعماری را توسعه می‌دهند63، و گفتگوهای پویایی در مورد استعمارزدایی داده‌ها در شمال و جنوب جهانی انجام می‌دهند64. دانشمندان کامپیوتر و پژوهش‌گران هوش‌مصنوعی در حال انجام مطالعات مهمی در مورد سوءگیری، و همچنین توسعه راه‌های جدید برای ترویج استفاده شفاف و مسئولانه از هوش‌مصنوعی هستند. برای مثال، مارگارت میچل65 و همکارانش اخیرا «کارت‌های مدل» را پیشنهاد کرده‌اند (شکل ۸.۳)، شکلی از مستندات که همراه مدل‌های یادگیری‌ماشین، به منظور بیان جزئیات کاربردهای مورد نظر و محدودیت‌های فنی و اخلاقی آن‌ها، ارائه می‌شود66.

در واقع، بسیار نقاط شروع ممکن دیگری برای چالش کشیدن سلطه در داده‌ها وجود دارد که از هنر، کنش‌گری، سازمان‌دهی اجتماعات، و افزایش آگاهی به وجود آمده است. «پروژه نقشه‌برداری بَعدی»67 مارگارت پیرس68، نقشه‌بردار، نقشه رودخانه می‌سی‌سی‌پی را بومی کرده است تا فضاهای جدیدی برای گفتگوهای عمومی درباره مدیریت سیل ایجاد کند. «راهنمای عمومی برای هوش‌مصنوعی» از میمی اونوها و مادر سایبورگ69 که برای تازه‌واردان طراحی شده است، مقدمه‌ای در دسترس برای ایده‌های پشت هوش‌مصنوعی ارائه می‌دهد. گروه فعال «اکونومیا فمینستا»70 در آرژانتین یک پروژه پاسخگویی مدنی در حالِ انجام دارد به نام «فمینیندکس»71 که در آن، گروه جایگاه و موقعیت هر نامزد سیاسی را در رابطه با طیفی از مسائل جنسیتی و+LGBTQ به‌تصویر می‌کشد (شکل ۸.۴). این گروه حتی برای سیاستمداران کارت‌های تجارت دیجیتالی تولید کرده است که آن‌ها را در رسانه‌های اجتماعی منتشر می‌کند. و ران موریسون72 و تروا الیسون73، هنرمند-پژوهشگر، نقشه‌های قرمزکشی بوستون از سال ۱۹۳۵ را با لایه‌ها و پوشش‌هایی از «جغرافیای کوئیرهای سیاه، ترنس‌ها، و فمینیست‌ها» که توسط گروه رودخانه کومباهی74 ایجاد شده‌اند، ترکیب کرده‌اند (شکل ۸.۵). در این موارد، بینندگان باید عینک‌های مخصوصی به نام «لنزهای کاهش فضای نژادی»75 به چشم بزنند تا بتوانند لایه‌های زیرین را ببینند76.

این پروژه‌ها ادعای کامل‌بودن ندارند و این فهرست می‌تواند ادامه پیدا کند. این‌که همه ما نقطه شروع یکسانی داشته باشیم مهمترین نکته نیست، آن چیزی که اهمیت دارد این است که این جمعیت‌شناسی‌هایِ در حال ظهور را پرورش دهیم و بین آن‌ها پیوند ایجاد کنیم. ما به همه آن‌ها برای فراگیری مقاومت در برابر ناهمسانی‌های قدرت موجود در مجموعه‌داده‌ها و سیستم‌های داده فعلی نیاز داریم. و همچنین برای فراگیری شجاعت و خلاقیت به آن‌ها نیاز داریم - تا تصور کنیم علم داده و هوش‌مصنوعی فرای ماتریس سلطه چگونه خواهد بود. بهترین زمان برای مقاومت و تصور دوباره، پیش از تعیین کامل استانداردها، ساختارهاِ و مقررات اقتصاد داده است.

پس حالا بیایید تکثیر شویم. حالا بیایید تکثیر شویم.

Connections
1 of 1
Another Translation of Conclusion: Now Let’s Multiply
Conclusión: ahora, multipliquemos
Conclusión: ahora, multipliquemos
Description

DataGénero (Coordinación: Mailén García. Traductoras: Gina Ballaben. Revisión: Helena Suárez Val y Mailén García. Con la ayuda de Diana Duarte Salinas, Ana Amelia Letelier, y Patricia Maria Garcia Iruegas)

Comments
0
comment
No comments here
Why not start the discussion?